تمایل به نوگرایی و اولین جرقههای دگرگونی در شعر کردی را می توان در اوایل دههی چهل میلادی و در آثار شیخ نوری، شیخ صالح جستجو کرد. شاید همان شعر (حهقه ئهمرو) شیخ نوری کافی بود که جنگی میان شعر کلاسیک و مدرن آغاز شود. شیخ نوری در این شعر، با طنزی ساده، چهارچوبها و قوانین دست و پاگیر شعر کلاسیک به بازی میگیرد. بعدها شیخ نوری به تاثیر از ادبیات ترک ، جریان نوگرایی در شعر کردی را به صورت جدی آغاز کرد و در حقیقت زمینه را برای عبداله گوران مساعد کرد. سالها بعد گوران به طور جدی تر به این کار پرداخت و میتوان گفت که او همان کاری را انجام داد که نیما در شعر فارسی آغاز کرده بود(هر چند گوران همواره پرچمدار شعر نو کردی را شیخ نوری میدانست) بنابراین شعر نو کردی را میتوان به دو دوره تقسیم کرد: • دورهی گوران(شعر موزون هجایی) • دورهی بعد از گوران (شعر سپید) گوران با درک درستی که از ساختار شعر کردی داشت، یکباره از نظام عروض و قافیه سنتی سرپیچی کرد و شعر کردی را از لحاظ فرم و محتوا متحول کرد. گوران معتقد بود نظام عروض عربی هیچ سنخیتی با روح شعر کردی ندارد. او وزن عروضی و تساوی ابیات و تقطیع سنتی را کنار گذاشت و به بنمایههای طبیعی و اصیل شعر کردی (وزن هجایی) روی آورد و تحولی موسیقایی در بعد آهنگ و وزن شعر کردی ایجاد کرد. گوران به کاری که آغاز کرده بود ایمان داشت و با صراحت میگفت(موسیقی بحور عروضی، خواه ناخواه جز آهنگ و سمع و طبع انسان چیزی نمیبخشد، تنها کسانی از این وزن لذت میبرند که خود ناظم آن بودهاند، گوششان تسلیم طنین بحور عروضی است، به آن عادت کردهاند و در تار و پود وجودشان نفوذ کرده است.شعر کردی پذیرای این تحفه وارداتی نیست و نخواهد بود.) تحولی که گوران در شعر کردی به وجود آورد،خیلی زود مورد استقبال قرار گرفت و شاعران زیادی به شیوه و سبک او روی آورند، شاعرانی چون: مکری، هروی، الف.ب.حوری،ع.هص.ب و … که البته همه به تقلید از گوران به شعر پرداختند و کار تازهای ارائه ندادند و به نوعی شعر نو کردی دچار رکود شد. همیشه با گام نهادن به یک دوره رکود، نوعی بحران به وجود میآید و همین بحران موجب تغییر وضعیت میشود. دوران رکود بعد از گوران نیز شعر کردی را بحرانی و آشفته کرده بود. همین بحران باعث شد برخی از شاعران رفته رفته از هنجارهای وزنی گوران و قالب شعر هجایی سرپیچی کرده و به تاثیر از تحولاتی که در جهان پیرامونشان در حال وقوع بود، به شعر آزاد یا سپید روی آورند. با توجه به مقطع زمانی و نسلبندی این شاعران، می توان به جریانهای شعری سه دههی اخیر اشاره کرد: دههی هفتاد میلادی در اوایل دههی هفتاد میلادی، شاعرانی چون شیرکو بیکس، عبداله پهشیو، رفیق صابر، لطیف هلمت و … ظهور کردند و با مطالعه و تحقیق در ادبیات جهان از طریق ترجمهی عربی از تحولات ادبیات جهان آگاه شده و پی به رکود شعر کردی بردند.بنابراین با توجه به نیازهای تازهی جامعهی کُرد با انتشار بیانیهای (دیدگاهها) ضرورت تحول در شعر کردی را مطرح کردند. همین حرکت، موجبات تحول در ادبیات مدرن کردی را فراهم کرد. فعالیت جدی شاعران دههی هفتاد در دو گروه "روانگه" و "کفری کرکوک" بود در گروه روانگه شاعرانی چون شیرکو بیکس، جلال میرزا کریم و… حضور داشتند و در گروه کفری کرکوک شاعرانی چون لطیف هلمت، فرهاد شاکلی و… حضور داشتند. همچنین شاعران قدرتمند دیگری چون: رفیق صابر، عبداله پهشیو، انور قادر محمد، قباد جلیزاده، دلشاد عبداله و … نیز بودند که همگام با گروههای روانگه و کفری فعالیت میکردند. دههی هشتاد میلادی در ادامهی پروسهی نوگرایی شعر مدرن کردی و تحولات دههی هفتاد میلادی،شاعران دیگری در دههی هشتاد ظهر کردند که میل به متفاوت بودن در کار آنان مشخص بود. فعالترین این شاعران اعضای گروه طلیعهی هولیر بودند، شاعرانی چون: مههاباد قهرهداغی،محمد عمر عثمان، جلال برزنجی و … همچنین شاعرانی چون: بروژ ئاکرهی که در اواخر دههی هشتاد فعالیت جدی خود را شروع کرد و با انتشار چند کتاب در دههی نود و ارائهی کارهایی متفاوت از نظر فرم و محتوا(به تاثیر از شعر فارسی) فضایی تازه در شعر مدرن کردی ایجاد کرد. دههی نود میلادی در اواخر دههی هشتاد، شعر نو کردی دوباره دچار رکود شده و جز چند شاعر مطرح باقی یا تحت تاثیر شاعران مطرح دههی هفتاد بودند، یا کاری جدی ارائه نمی دادند. از طرفی برخی از شاعران مطرح دههی هفتاد نیز دچار اشباع شدگی و تکرار شده بودند و باز به نوعی شعر کردی دچار بحران شده بود. تا اینکه در دههی نود با ظهور چند شاعر جوان و متفکر، شعر کردی جان تازهای گرفت. شاعرانی چون: بختیار علی، دلاور قهرهداغی، فرهاد پیربال، فریدون پنجوینی و … که با ارائهی کارهایی تازه و متفاوت، نشان دادن شعر مدرن جهان را خوب میشناسند و پی به ظرفیتهای ویژهی شعر کردی بردهاند. حرکت و نوآوری در کار این شاعران کاملاً چشمگیر است. فرهاد پیربال در مجموعهی "مانیفیست دوم ویران" سعی دارد به یک فرم جدید ساختاری شعر برسد. پیربال در این مجموعه به تخریب و ویران کردن عادتهای کهنه و ماندگار در شعر کردی پرداخته است. بختیار علی به جز ارائهی کارهای درخشان و ماندگار در حوزهی داستاننویسی و رمان و طرح پرسشهای جامعهشناسانه در مقالاتش، با انتشار چند مجموعهی شعر نشان داده است. به درک درستی از شعر مدرن جهان رسیده است. بختیار علی در مقالات جامعهشناسانهاش سعی دارد قرائتی تازه از هویت کرد و ملت کرد ارائه دهد. بیشک شعرش نیز مطابق با همین قرائت تازه از هویت کرد است. شعر نو در کردستان ایران پروسهی نوگرایی شعر کردی در کردستان ایران نیز پس از تحولات فرهنگی و جریانهای شعر در کشورهای همسایه و تحت تاثیر این جریانها شروع شد. پس از انقلابِ شعری نیما در ایران و دگرگونی شعر کردی توسط گوران در کردستان عراق، شاعرانی چون سواره ایلخانیزاده، قاسم موییدزاده(ههلو) ریبوار، چاوه شیخالاسلامی و… در کردستان ایران با بهرهگیری از انقلاب شعری نیما و تلفیق آن با ادبیات کردی و در راستای نوگرایی پا به عرصهی فرهنگی و شعر نهادند. اما در این میان تنها سواره ایلخانیزاده به طور جدی کار شعر را ادامه داد هر چند تاثیرپذیری از فروغ ونیما و اخوان در کارهای او مشهود بود، اما در کارهای آخرش نشان داد که دارد به یک فضای تازه و متفاوت میرسد. اما مرگ زودرس به او فرصت نداد و در سال هزار و سیصد و پنجاه و چهار شمسی و در بستر بیماری وفات یافت. در اواخر دههی پنجاه شمسی و اوایل دههی شصت نیز شاعرانی چون جلال ملکشا، علی حسینیانی و شزیف حسینپناهی فعالیت داشتند، اما جز جلال ملکشا فعالیت این شاعران چندان جدی و مستمر نبود. اما در دههی هفتاد شمسی و با ایجاد فضایی بازتر در عرصهی فعالیتهای فرهنگی جامعه، شاعران جوانی ظهور کردند که با آگاهی از تحولات شعری جهان، کارهای متفاوت و نو ارائه دادند. شاعرانی چون:مارف ئاغایی، فریدون ارشدی، ژیلا حسینی، محمد صالح سوزنی، رحیم لقمانی، سیمین چایچی، کلثوم عثمانپور و … و همچینین در سالهای اخیر شاعران جوانتری چون رضا علیپور، ابراهیم احمدینیا، کامبیز کریمی، ابراهیم احمدی، منصور تیفوری، شهاب شیخی، امید ورزنده، یونس رضایی، بهزاد کردستانی، امیر گردیگلانی، بیان عزیزی و… با کارهای تازه و متفاوت، فضایی تازه در شعر کردی به وجود آوردهاند. ادبیات مدرن کردی طی این سالها از آن فضای صرفاً سیاسی و چریکی فاصله گرفته و متنی اندیشمندانه تبدیل شده و با توجه به اینکه شاعران و نویسندگان مطرح کُرد همواره در سفر و کوچ و تبعید به سر بردهاند، هر کدام به چند زبان و فرهنگ جهانی آگاهی و تسلط دارند. ادبیات مدرن کردی جهانی شده و با حفظ فرهنگ غنی بومی کرد به دغدغههای انسان معاصر میپردازد. در حوزهی ادبیات داستانی نیز، نویسندگانی چون: شیرزاد حسن، بختیار علی، فرهاد پیربال… با ارائهی کارهایی متفاوت و مدرن، فضایی تازه در داستان کوتاه و رمان ایجاد کردهاند.
پینوشت:ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. عبداله گوران، پدر شعر نو کردی در سال 1905 میلادی در حلبچه به دنیا آمد و در سال 1962 میلادی بر اثر بیماری سرطان درگذشت. آثار او عبارتاند از: بهشت و یادگار، یادگار کهن، اشک و هنر، سرشت و دورن و… 2. کاروان شعر نو کردی، محمد امین 3. موقعیت استارتژی و جغرافیایی کردستان پهناور که بعد از سقوط امپراطوری عثمانی به چهار پاره تقسیم شد، موقعیتی ویژه بود. به طور مستقیم با کشورهای اروپایی، عربی، ایران، و ترکیه در ارتباط بوده و از تحولات فرهنگی کشورهای مهاجر آگاه بودند. تحولاتی چون: انقلاب نیما در شعر فارسی، جریان شعری فجر آتی و مکتب توفیق در ترکیه، مانیفیست 1969 بغداد شاعران عرب، مانیفیست 1968 شاعران مصری و جریانهای نوگرایی شعر اروپا و …
******************************************
شيركو بیكس
”شيركو بیكس“شاعر معاصر كرد وبرنده جايزه توخولسكی، برای محافل فرهنگی جهان نامی آشناست خالق به نام شعر مدرن كرد در سال 1940 ميلادی در شهر سليمانيه (كردستان عراق) چشم به جهان گشود. پدرش” فائق بیكس “ از شاعران بنام روز گار خود بود. در 1968 اولين مجموعه شعر ”شيركو“ بنام ” مهتاب شعر“ منتشر شد واز آن زمان تا كنون چندين مجموعه شعر، دو نمايشنامه منظوم و ترجمه ” پيرمرد و دريا “ نوشته ارنست همينگوی و "عروسی خون" اثر ” لوركا “ به زبان كردی از او به چاپ رسيده است .
” دو سرو كوهی “ ،”عقاب“ ، ” رود“ ، ”سپيده دم “ ، ” آفات “ ، ” كركس “ ، ” عطشم را شعله فرو می نشاند “ ، ” دره پروانه ها “ ، ” صليب ، مار و روز شمار يك شاعر “،” سايه “و ”آزادی، اين واژه ی بی آبرو “ از جمله دفتر های شعر اين شاعر كرد است كه به زبان های فرانسوی ، ايتاليايی ، سوئدی ، عربی و... ترجمه وچاپ شده اند . در ايران نيز در سالهای اخير، مجموعه هايی از او همچون منظومه بلند ” دره پروانه “ و ” آزادی ، اين واژه ی بی آبرو “ ترجمه وبه چاپ رسيده است .
مهمترين شاخصه كارهای شير كو بیكس ، غربتی است كه بن مايه اصلی آثار اوست. غربتی كه هم درونی است وهم بيرونی. بدين معنا كه شعوری كه شعر به شاعر هديه می كند موجب غربت درونی اوست كه اين فصل مشترك تمامی شاعران اصيل است . ديگر غربتی است بيروني؛ كه از دور دست های تاريخ ملتش سر چشمه می گيرد و تا دوران پر آشوب معاصر همواره اين غربت در صورت ها و صورتك های بی شمار مكرر شده است .
آزادی آواز چاقوها شد
وجيب ِدزدها
وجانماز تبر ها
آزادی، جواهرات گذرگاه سياست
وبازرگان دروغهای رنگين
ميان شهرها
آزادی، لنگه بارهای قاچاق
های ؛ چه كسی نشان كامل آزادی را به من ميدهد؟
اين واژه ی بی آبرو
آزادی چراغی است كه راه را دراز ميكند...
( از مجموعه "اين واژه ی بی آبرو")
ايستگاه
در پسينگاه خيالت
گيسويت را
از ميان دو كوه به دستم سپردی
در ابری پيچيدمش
كه بارانی در آن خفته بود
باران كه چشم گشود
آذرخشی
از گيسويت بر شد:
دلم باريد
در هوای خيالت
اخگری بسته بال
پرنده ای شدم
مرزهای فشرده ی مه را شكستم
تا يافتمت
سوار بر بال های خاكستر
باز گشتيم
به سپيده گرسنگان !
تنهايی ام
ايستگاه توقف غريبه هاست
در هوای خيالت.
....در زير زمين خفه كننده ي اين روح پاره پاره ام
ساعات غربتم
واگن ها به هم بسته شده اند
هر روز در ايستگاه انتظار
در ايستگاه بدرود
مي آيند و مي روند
مي روند و مي آيند
و درهاي بي قرارشان – هستي ام – را باز وبسته مي كنند