تبليغاتX
شعر جنوب دریاچه
خبری از اورهان پامبوک(نویسنده دژ سفید) و ویژه نامه شعر بناب
                                                                                                                                   
 

هفته گذشته (جمعه نهم دسامبر) در ترکيه محاکمه ای آغاز شد که تمام نگاه ها را به خود متوجه کرده است. اين دادگاه نه يک مجرم يا جنايتکار، بلکه اورهان پاموک، نويسنده سرشناس اين کشور را به محاکمه کشيده است. او متهم است که به تاريخ ملی ترکيه توهين کرده است. رسانه ها و محافل گوناگون دادگاه او را سنجشی دانسته اند برای شناخت ميزان پيشرفت دمکراسی در ترکيه که برای ورود به اتحاديه اروپا سعی دارد خود را با موازين حقوق بشر همراه کند.

 
منبع:BBC

  

       

      اينروزها قرار است آقاي پامبوکِ نويسنده ترک پاي میز محاکمه يا جایزه نوبل...؟

بیوگرافی؛

اورهان پاموک يکی از مشهورترين رمان نويسان معاصر ترکيه بشمار می آيد .وی  در سال 1952در استانبول چشم به جهان گشوده تحصيلات خود را در کالج روبرت به پايان برده و بمدت سه سال در رشته معماری در دانشگاه تکنيک استانبول به تحصيل پرداخت. اين نويسنده بزرگ  در سال 1976  از انيستيتوی خبرنگاری دانشگاه استانبول فارغ التحصيل شده و از سال 1974 به بعد نيز به نگارشی منظم پرداخت. ازکتب و آثارمعروف  اين نويسنده ميتوان به کتابهای  نام من قرمز/قلعه سفيد/جودت بيک و پسران /صورت پنهان /کتاب سياه / مابقی گها /خانه سکوت /زندگی نوين /برف و...آخرين کتاب او استانبول, خاطرات و شهر نام برد.   اورهان پاموک به خاطر نگارش کتاب نام من قرمز شايسته دريافت بزرگترين جايزه نقدی ادبی جهانMPAK)  (يعنی جايزه ادبی دوبلين شناخته شد.در اين کتاب,پاموک به سرگذشت زندگی  وبيان وآثار هنری نقاشان دوران عثمانی می پردازد .اولين رمان وی يعنی جودت بيک و پسران در سال 1979 جايزه رمان نويسی انتشارات مليت وجايزه رمان نويسی اورهان کمال بسال 1983 و جايزه فرانسوی کشف اروپا بسال 1991 را به خود اختصاص داد .کتاب قلعه سفيد وی در سال1985 منتشر گرديد که داستان رابطه برده ای ونِيزی  با عالمی عثمانی را نقل نموده است که شهرتی خاص پيدا نمود کتاب سياه اثری ديگر از اين نويسنده  ميباشد که در سال 1990 به بازار عرضه شد .اين کتاب  با غنای ادبی و احساسی معاصر يکی از بحث انگيزترين نمونه های ادبی ترک محسوب ميگردد  . برف به عنوان اخرين رمان اورهان پاموک(2002) محبوبيت غير قابل تصوری در ميان علاقه مندان و خوانندگان آثار اين نويسنده پيدا کرده است .آثار اين نويسنده به 30 زبان دنيا ترجمه شده  و بالغ بر 2 ميليون نفر خواننده دارد.      

 

 

    

 

 

در يک هواي سرد پاييزي (آذرماه){عصر جمعه}مهمان دوستان شاعر انجمن ادبي بناب بودم و دقيقه هايي شيرين از شعرهايشان لذت بردم ... مسوول انجمن آقاي امام عليزاده  از شاعران خوش ذوق منطقه و آذربايجان هستند و با محبت تمام بيوگرافي و مقداري از شعرهاشان را براي چاپ در ويژه نامه منطقه به صورت دست نويس براي ما هديه کرد دوستان ديگر هم هر کدام يک يادگاري...

البته اينجا بناب بود شهري که بازارهاي قديمي و کشاورزي اصولي دارد با کارخانه هايي که در اين چند سال باعث شکوفايي شهر شده با نيروگاه بزرگي که ... با مردمش که لهجه شان ... (ديدن اين شهر براي تک تک شما دوستان شاعر خاطرات شيريني خواهد داشت و البته پيشنهاد ...)

 

من چند نمونه از کار اعضاي اين انجمن را براي وبلاگ انتخاب کردم که اميدوارم بخوانيد و لذت ببريد؛

 

1.غلامرضا امام عليزاده

متولد 1351

مجموعه هاي شعر : بير اوووج ايشيق (ترکي)- چاپ شده - ، آماده چاپ : شهادت                ممنوع،وقتي که عشق خاکستر مي شود، رؤيامدا ياشايان وفاسيز قادين و

 آثار تحقيقي و ترجمه ها

 

سه رباعي  آييني از اين شاعر؛

 

اي نابترين سرود رجعت برگرد            هم صحبت تنهايي و غربت برگرد

برخيز و سوار روشن توسن نور           اي مرد به خاطر حقيقت برگرد

 

 

پايانه دنياست کجايي اي مرد               خون شد دلمان زبي خدايي اي مرد

ديوانه شدم بگو مرا راحت کن             با لشکر خويش کي مي آيي اي مرد

 

 

شوريده ترين مرد تو را مي خواند         با سينه اي از درد تو را مي خواند

اين حنجره عدالت مقتول است              با واژه برگرد تو را مي خواند

 

 

 

2.عليرضا قاسمي

متولد 1362

 (فعاليت در زمينه تئاتر و شعر)

 

  ساعت عطسه کرد

          ثانيه ها از دهانش پرتاب شدند

              و ما

               به ويروس زمان

                    مبتلا شديم!

 

 

 

 

3.منيره عليدوست

متولد 1358

بي تو دنياي دلم بيرنگ بود

سهم من از آينه نيرنگ بود

 

جانماز غربتم مهري نداشت

در سجودم خرده هاي سنگ بود

 

فصل زرد سينه ام باران نديد

بين ما صد فاصله فرسنگ بود

 

واژه هاي عاصي شهر غزل

با حروف سنگي اش در جنگ بود

 

عابري در کوچه هاي بيکسي

در پي يک سايه تا شب لنگ بود

 

 

 

4.ليلا خزانه بناب

متولد 1362

شاعر و غزلسرا

 

 

5.محمد باراز

متولد 1359

غزل و سپيد ( ترکي و فارسي)

 

اي به دريا زده طوفانيم امشب برگرد

مثل صد حادثه آنيم امشب برگرد

 

طعم کشتن به وجودم جريان مي بخشد

موج سربي به کفم  جانيم امشب برگرد

 

فکر آرامش و تکرار به من لايق نيست

ناشناسم که نميدانيم امشب برگرد

 

عذر هم صحبتي ديشب من پيش ميار

من برادر کش کنعانيم امشب برگرد.

 

            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غزل چشم تو

 

عشق از من و نگاه تو تشكيل مي شود

گاهي تمام من به تو تبديل مي شود

وقتي به داستان نگاه تو مي رسم

يكباره شعر و درد تو تشكيل مي شود

اي عابر بزرگ كه با گامهاي تو

از انتظار پنجره تجليل مي شود

تا كي سكوت و خلوت اين كوچه هاي سرد

بر چشمهاي پنجره تحميل مي شود؟

آيا دوباره مثل همان سالهاي پيش

امسال هم بدون تو تحويل مي شود؟

بي شك شبي به پاس غزلهاي چشم تو

بازار وزن و قافيه تعطيل مي شود

آن روز هفت سين اهورايي بهار

موعود! با سلام تو تكميل مي شود

زهرا بيدكي

 http://www.irannewspaper.ir/1380/800727/html/litera.htm

2     شعر جنوب دریاچه  |