|
کارمان بیهوده نیست که خود خوری است ما از همین زمین از همین خاک خودخوراکیم وتن وطنی است روان آشیل هم که باشی از پای در می آیی و عین یک خار پرتاب میشوی از کمانِ ناخنکِ یک اشاره وشصتت تازه خبردار میشود که کار از کار و عشق یعنی توهمی است غُربت. و.دوستی (ایلقار) |
